شمارهٔ ۵۴ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
با گل گفتم که با چنین عمر که هست
انگار که نیست رخت بر باید بست
گل گفت: چو نیست در جهان جای نشست
هم بر سر پای میروم دست به دست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به گفتگو با گل میپردازد و میگوید با عمری که دارد، به نظر میرسد باید از زندگی خداحافظی کند. گل پاسخ میدهد که اگر در جهان جایی نیست، پس بهتر است بر سر پا بماند و با دیگران دست به دست برود. این گفتوگو به نوعی به تکرار و بیمعنایی زندگی اشاره دارد.