نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ عطار

عطار نیشابوری / باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری

یعنی نتوان گفت که پایان داری

ای صبح مرا جان به لب آمد امشب

آخر نَفَسی بزن اگر جان داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر شب را به عنوان معشوقی توصیف می‌کند که زیبا و پر رمز و راز است و نمی‌توان برای او پایانی تصور کرد. در عین حال، شاعر به صبح اشاره می‌کند و از آن می‌خواهد که آنقدر منتظر نماند که جانش به لب برسد. او از صبح می‌خواهد تا نفسی به او ببخشد، چون به شدت در انتظار است.