نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ عطار

عطار نیشابوری / باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

دل شمع تو شد به یک نفس مرده شود

ور زنده شود جان به لب آورده شود

اشکی که ز سوز میفشانم چون شمع

باز از دم سرد بر رخ افسرده شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر به حالتی از دل‌تنگی و احساسات عمیق اشاره می‌کند. او می‌گوید که دلش مانند شمعی است که در یک لحظه ممکن است خاموش شود و اگر زنده بماند، به سختی و با تلاش بسیار است. همچنین، اشکی که به خاطر سوز جان می‌ریزد، چون شمعی است که از سرما و غم بر چهره‌اش می‌نشیند و حالتی افسرده به خود می‌گیرد. در کل، این ابیات بیانگر تضاد بین زندگی و مرگ، شوق و غم است.