شمارهٔ ۱۹ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
آن دل که چو موم نرمم آمدبی تو
از بس که بسوخت شرمم آمد بی تو
تادیدهام از دور تُرا شمع توام
زان در دهن آب گرمم آمد بی تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عاطفه و احساس خود نسبت به محبوب سخن میگوید. او بیان میکند که دلش به نرمیش مانند موم است و بدون حضور محبوبش، دچار درد و سوزش شده است. او همچنین اشاره میکند که دیدن چهره محبوبش برایش مانند روشنایی شمع است و این دوری باعث میشود که احساس گرما و زندگی را از دست بدهد. در کل، شعر احساسی عمیق از عشق و اندوه ناشی از فراق را منتقل میکند.