نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷ عطار

عطار نیشابوری / باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

ای شمع! مگر چنان گمانْت افتادست

کاتش ز زبان در دل و جانْت افتادست

هر دم گویی در دلم آتش افتاد

این چه سخنی است کز زبانْت افتادست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به شمع اشاره می‌کند و از احساس شدید عشق و آتش درون خود سخن می‌گوید. او از شمع می‌پرسد آیا فکر می‌کند که آتش عشقش از زبانش به دل و جانش منتقل شده است؟ او به شدت احساسی را که هر لحظه در دلش شعله‌ور می‌شود توصیف می‌کند و از خود می‌پرسد این چه کلامی است که از زبانش بیرون آمده است.