شمارهٔ ۳۶ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
شمع آمد زار زار و میگفت به راز
حال من و آتش است با سوز و گداز
من کرده به درد گریهٔ تلخ آغاز
برّیده ز من یار به شیرینی باز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شمع با ناراحتی و راز و نیاز میگوید که حالش مثل آتش سرشار از سوز و گداز است. او از درد و تلخی گریهاش صحبت میکند و به این اشاره دارد که یارش از او جدا شده، در حالی که یادآوری لحظات شیرین گذشته برایش سخت است.