نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ عطار

عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

شمع آمد و گفت: مانده در سوز و گداز

کار من غم کشته کی آید با ساز

گرچه همه جمع را زِ من روشنی است

در چشم همه به هیچ میآیم باز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شمعی به حضور مردم آمد و از درد و سوزی که دارد صحبت کرد. او گفت که کارش تنها غم خوردن است و هیچ کس برای خوشحالی و شادی به او توجهی نمی‌کند. با وجود اینکه او به دیگران روشنی می‌بخشد، در نظر همه به چشم نمی‌آید و نادیده گرفته می‌شود.