شمارهٔ ۴۰ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پا
پای اندر بند و سر در آتش همه جا
گاهم بکشند و گه بسوزند به درد
یک سوخته سرگشتهتر از من بنما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شمع به بیان احساس خود میپردازد و میگوید که در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. او توصیف میکند که در بند و آتش گرفته است و دچار درد و رنج است. همچنین از دیگران میخواهد کسی را نشان دهند که از او بدتر و سرگشتهتر باشد.