نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹ عطار

عطار نیشابوری / باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

شمع آمد و گفت: ماندهام بیخور و خَفْت

وز آتش تیز در بلای تب و تفت

گرچه بنشانند مرا هر سحری

هم بر سر پایم که بمی باید رفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شمع می‌گوید که شب‌ها بلکه در تب و تندری که دارد، نمی‌تواند آرامش یابد و هرچقدر هم که او را خاموش کنند، همچنان باید با مشکلاتش ادامه دهد و آخرین لحظات زندگی‌اش را سپری کند.