شمارهٔ ۱۳ عطار
عطار نیشابوری / باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بستیم میان و خون دل بگشادیم
پندار وجود خود ز سر بنهادیم
ما را چه کنی ملامت، ای دوست که ما
در وادی بینهایتی افتادیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دشواریها و رنجهایی که کشیده سخن میگوید. او احساس میکند که در مسیر پرپیچ و خم زندگی با چالشها روبهرو شده و در عمق ناکامیها به سر میبرد. شاعر از دوستش میخواهد که او را ملامت نکند، زیرا در یک وادی بینهایت و پر از درد و رنج افتاده است. در واقع، او به دست دادن پندار و تصور خود از وجود اشاره میکند و به نوعی روایتگر گرفتاریهای عاطفی و روحیاش است.