شمارهٔ ۵۲ عطار
عطار نیشابوری / باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
جانا چو ره تو راه ذُلّ و عِزْ نیست
کاریست که کار قادر و عاجز نیست
پس گم شدنم به و چنان گم شدهام
کامکان پدید آمدنم هرگز نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این چهار بیت از غلامرضا بینظیر اشاره به این دارد که در مسیر عشق و حق، هیچ جای خفت و ذلت وجود ندارد و تنها کسی میتواند در این راه قدم بگذارد که دارای قدرتی واقعی باشد. شاعر همچنین بیان میکند که او به شدت در این راه گم شده است و هیچ گاه نمیتواند در این مسیر به طور کامل پیدا شود. این شعر به عمیقترین حالت گمشدگی در عشق و درک عمیق از وجود اشاره دارد.