بخش ۶ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش دهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بود مردی از عرب در کار خام
خوش به پنج انگشت میخوردی طعام
سائلی گفتش که ای بر بینوا
هین مرا آگاه گردان تا چرا
تو به پنج انگشت خوردی این طعام
گفت زان کانگشت شش نیست ای غلام
گر بجای پنج شش بودی مرا
هر شش من بارکش بودی مرا
گر هزاران دیده داری ای غلام
آن نظر را باید آن جمله مدام
گر شود هردو جهان زیر و زبر
بس بود هر دو جهان را آن نظر
گر شود هر دو جهان در خاک پست
تا ابد این خاکیان را کار هست
خاک را چون کار با پاک اوفتاد
پیش آدم عرش در خاک اوفتاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، مردی عرب به خاطر طعامی که با پنج انگشت میخورد، مورد سوال قرار میگیرد. او به سائل توضیح میدهد که اگر انگشتانش شش تا بودند، غذا را بهتر میتوانست بخورد. این دیالوگ به مفهوم نگاه به موضوعات از زوایای مختلف اشاره دارد. او همچنین به قدرت نظر و توجه انسان به دنیا و کارهایش اشاره میکند و میگوید که حتی اگر جهان دگرگون شود، اهمیت نظر و توجه همچنان باقی است. در پایان، اشاره میشود که خاک و زندگی انسانها در نهایت به حقیقت و پاکی بازمیگردد.