بخش ۹ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش یازدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در رهی میرفت هارون گرمگاه
دید میلی سر بر آورده براه
کرد هارون قصد میل سایه دار
گشت بهلول از دگر سوی آشکار
گفت بفکن طمطراق ای پرهوس
چون ز دنیا سایهٔ میلیت بس
سوی باغ و منظر و ایوان و خیل
چیست ان یکفیک ظل المیل میل
چون فراسر میشود در سایهٔ
پس بود بسیار اندک مایهٔ
دنیی دون چون نهنگی سرکشید
نیک و بد را تا بگردن درکشید
جمله را تا حشر بر پیچید دست
هیچکس از دام مکر او نجست
جملهٔ شیران بزنجیر ویند
زیر دست حکم و تسخیر ویند
گر ز بی مغزی تو دنیا دوستی
چون پیازی پای تا سر پوستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعر از یک شاعر ایرانی است که به مفاهیم فلسفی و اخلاقی اشاره دارد. در این شعر، هارون با دنیای فانی و میلهای دنیوی روبرو میشود و به بهلول (شخصیتی عارف و حکیم) گوشزد میکند که نباید به دنیا و میلهای آن دل بست؛ زیرا دنیا همچون سایهای است که به سرعت از بین میرود و در نهایت چیزی جز پوچی از آن باقی نمیماند. شاعر به این نکته اشاره میکند که دنیا میتواند انسانها را به دام بیندازد و همگی تحت تسلط آن قرار میگیرند. او به زیبایی نشان میدهد که عشق به دنیا، انسان را مانند پیازی میسازد که در نهایت تنها پوستهای از خود به جای میگذارد.