بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش دوازدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یک کلیچه یافت آن سگ در رهی
ماه دید از سوی دیگر ناگهی
آن کلیچه بر زمین افکند سگ
تا بگیرد ماه بر گردون به تگ
چون بسی تک زد ندادش دست ماه
باز پس گردید و باز آمد به راه
آن کلیچه جست بسیاری نیافت
بار دیگر رفت و سوی مه شتافت
نه کلیچه دست میدادش نه ماه
از سر ره میشد او تا پای راه
در میان راه حیران مانده
گم شده نه این و نه آن مانده
تا چنین دردی نیاید در دلت
زندگی هرگز نگردد حاصلت
درد میباید ترا در هر دمی
اندکی نه عالمی در عالمی
تا مگر این درد ره پیشت برد
از وجود خویش بی خویشت برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، داستان سگی روایت میشود که در حال تلاش برای دستیابی به ماه است. سگ به اشتباه یک کلیچه را به عنوان ماه میبیند و برای گرفتن آن به کوشش میافتد. او تلاش میکند تا کلیچه را بگیرد اما در نهایت متوجه میشود که نه کلیچه (که واقعاً تنها تصویری از ماه است) و نه ماه واقعی قابل دسترس نیستند. پایان شعر به این نکته اشاره دارد که اگر انسان در زندگی خود با درد و چالشها مواجه نشود، نمیتواند به موفقیت و رشد دست یابد. درد و رنج، بخشی از مسیر زندگی هستند که انسان را به جلو میبرند و به او کمک میکنند تا از خود پیشی بگیرد.