نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش شانزدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بود دزدی دولتی در وقت خفت

در وثاق احمد خضرویه رفت

گرچه بسیاری بگرد خانه گشت

می نیافت او هیچ از آن دیوانه گشت

خواست تا بیرون رود آن بیخبر

کرد دل برنا امیدی عزم در

شیخ داد آواز و گفت ای رادمرد

میروی بر ناامیدی باز گرد

دلو برگیر آب برکش غسل ساز

دم مزن تا روز روشن از نماز

دزد بر فرمان او در کار شد

در نماز و ذکر و استغفار شد

چون درآمد نوبت روز دگر

خواجهٔ آورد صد دینار زر

شیخ را داد و بدو گفت این تراست

شیخ گفت این خاصهٔ مهمان ماست

زر به دزد انداخت گفت این خاص تست

این جزای یک شبه اخلاص تست

دزد را شد حالتی پیدا عجب

اشک میبارید جانی پر طلب

در زمین افتاد بی کبر و منی

توبه کرد از دزدی و از ره زنی

شیخ را گفتا که من دزد سقط

کرده بودم از جهالت ره غلط

یک شبی کز بهر حق بشتافتم

آنچه در عمری نیابم یافتم

یک شبی کز بهر او کردم نماز

رستم از دزدی و گشتم بی نیاز

گر به روز و شب کنم کار خدای

نیکبختی یابم اندر دو سرای

توبه کردم تا به روز مردنم

نیست کار الا که فرمان بردنم

این بگفت و مرد دولت یار گشت

شد مرید شیخ و مرد کار گشت

تا بدانی تو که در هر دو جهان

نیست کس را بر خدا هرگز زیان

چون تو از بالا بدین شیب آمدی

چون زنان در زینت و زیب آمدی

روی عالم شیب دارد سر بسر

آسیا بر نه که شد آبت بدر

گرچو گردون عزم این میدان کنی

هرنفس صد آسیا گردان کنی

ترک دنیا گیر تا دینت بود

آن بده از دست تا اینت بود

کآنچه از دستت برون شد از عزیز

بار آنت از پشت باز افتاد نیز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در داستان، دزدی به نام احمد خضرویه در حال فرار از دست مأموران به یک شیخ برخورد می‌کند. شیخ به او توصیه می‌کند که ناامید نشود و قبل از اینکه به طور کامل از خانه خارج شود، برای نماز غسل کند و ذکر بگوید. دزد که تحت تأثیر صحبت‌های شیخ قرار می‌گیرد، در نماز و ذکر مشغول می‌شود و پس از مدتی، با صد دینار زر نزد شیخ بازمی‌گردد. شیخ این زر را به عنوان دعوت از مهمان قبول نمی‌کند و به دزد پیشنهاد می‌دهد که این پول متعلق به خود اوست و نتیجه توبه‌اش از دزدی است. دزد که می‌بیند به خاطر یک شب نماز خواندن و نیت خالصانه، تغییر کرده است، از کارهای گذشته‌اش توبه می‌کند و تصمیم می‌گیرد که تا روز مرگش به خداوند خدمت کند و در مسیر درست قدم بردارد. این داستان به این نکته می‌پردازد که در هر دو جهان، نزد خداوند هیچ کس ضرر نخواهد کرد و اشاره دارد به اهمیت ایمان و توبه در زندگی انسان. شیخ به دزد می‌آموزد که ترک دنیا و پرداختن به دین باعث نیکبختی خواهد شد.