بخش ۵ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
داشت آن سلطان که محمودست نام
سرکش و بی باک و خونی یک غلام
عاقبت راهی زد آن بیروی و راه
حالیش گردن زدن فرمود شاه
لیک اول گفت شاه حق شناس
تا از آن مجلس رود بیرون ایاس
گفت از ما لطف دیدست او مدام
کی تواند دید قهرم این غلام
هرکه او در لطف ما پرورده شد
از خیال قهر ما آزرده شد
ای عجب چون این سخن بشنید ایاس
گفت فرخ آنکه شاه حق شناس
گردنش یکبار زد یکبار رست
تا قیامت از غم و تیمار رست
کار من بنگر که روزی چندبار
میشوم از تیغ هیبت کشته زار
با ادب در پیش سلطان تن زدن
سخت تر باشد ز صد گردن زدن
روز و شب در قهر میسوزد مدام
وانگهم پروردهٔ لطفست نام
لطف او در حق هرک افزون بود
بی شک آنکس غرقه تر در خون بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، سلطان محمود که فردی سرکش و خشن است، به دستور خود فرمان قتل یک غلام را صادر میکند. اما در ابتدا به خاطر لطف و حسن نیتش به غلام، از اجرای حکم خود صرفنظر میکند. غلام که به لطف سلطان اعتماد دارد، از قهر و خشونت او نگران نیست. در ادامه، غلام به وضعیت خود اشاره میکند و میگوید که تحمل قهر سلطان، دشوارتر از مرگ است. او در نهایت بر این باور است که لطف سلطان هرگز از قهر او کمتر نیست و هر کسی که زیر سایه لطف سلطان پرورش یافته، قطعاً از قهر او آسیب نخواهد دید.