بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیست و دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نازنین شوریدهٔ درگاه بود
پیشش آمد زاهدی در راه زود
گفت میگوید خداوندت سلام
نازنین گفتش که تو برگیر گام
از فضولی دست کن کوتاه تو
زانکه هیچ از حق نهٔ آگاه تو
کار حق بر تو کجا مبنی بود
کز وکیلی چون تو مستغنی بود
تو برون شو از میان کان ذات فرد
بی رسولی تو داند گفت و کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، نازنین شوریده با یک زاهد روبهرو میشود که از خداوند سلام میآورد. نازنین از او میخواهد که از فضولی دست بردارد و تأکید میکند که او از حقیقت و مقام الهی آگاهی ندارد. نازنین به زاهد میگوید که کار حق به او مربوط نیست و او نیازی به مداخلهاش ندارد، زیرا حق خود میداند که چه میکند و نیازی به پیامرسانی ندارد.