بخش ۷ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیست و سوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بود ملاحی معمر کار دان
زو کسی پرسید کای بسیار دان
از عجایبهای دریا بازگوی
گفتش آن ملاح کای اسرار جوی
این عجبتر دیدهام من کز بحار
در سلامت کشتی آید باکنار
کشتئی بر روی غرقابی مدام
موج میآید دمادم بر دوام
ما میان موج و غرقابی سیاه
منتظر تا باد چون آید ز راه
بر نیاید هیچ کاری از حیل
و اطلاعی نیست بر لوح ازل
پس طریق تو بفرمان رفتن است
بیخودی در وادی جان رفتن است
بنده آن بهتر که بر فرمان رود
کز خداوند آنچه خواهد آن رود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، ملاحی که سالها تجربه دارد، درباره عجایب دریا صحبت میکند. او از یک شخص میخواهد که درباره شگفتیهای دریا بگوید و به او پاسخ میدهد که بزرگترین شگفتی، سالم رسیدن کشتی به ساحل در میان طوفان و امواج خروشان دریاست. او بیان میکند که در چنین شرایطی، هیچ تلاشی نمیتواند به کمک بیاید و همه چیز به اراده خداوند بستگی دارد. بنابراین، راه درست این است که انسان به فرمان خداوند تن بدهد و در مسیر او حرکت کند، چرا که اراده الهی همواره بر همه چیز حاکم است.