بخش ۵ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیست و چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عامربن قیس قطب نه فلک
ترهٔ یک روز می زد بر نمک
پس خوشی میخورد بی نان تره او
مینشد از جای خود یک ذره او
سایلی گفتش که ای مرد بلند
گشتهٔ آخر بدین تره پسند
عامرش گفتا که در عالم بسی
قانعند الحق بکم زین هم بسی
گفت کیست آخر بگو از مردمان
کو بکم زین هست قانع این زمان
گفت دنیا هرکه بر عقبی گزید
شد بکم زین غره چون دنیا گزید
زانکه دنیا در بر دین ذره ای ست
صد هزاران ذره در هر تره ای ست
پس کسی کو کرد دنیا اختیار
گشت قانع او بکم زین صد هزار
چون بکم زین می نشاید غره بود
پس ز دنیا بیشتر در تره بود
آنچه بیشست از همه دنیا مراست
گر خورم بیش از همه دنیا رواست
هرکه در راه قناعت مرد شد
ملک عالم بر دل او سرد شد
خشک یا تر گرده چون زد بر پنیر
فارغ آمد از وزیر و از امیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، عامر بن قیس به شادی و قناعت در زندگی اشاره میکند و به این نکته میرسد که خوشی و رضایت در زندگی به کم بودن و قناعت وابسته است. او با خوردن تره (سبزی) بدون نان نشان میدهد که شاد است و نیازی به چیزهای بیشتر ندارد. سایلی او را مورد تمسخر قرار میدهد که چرا به یک تره قانع شده است، اما عامر پاسخ میدهد که در دنیای امروز، افرادی هستند که با کمترین چیزها شاد و راضی هستند. او تأکید میکند که دنیا فقط یک چیز ناچیز است و آنچه که واقعاً ارزشمند است، قناعت و رضایت از زندگی است. در نهایت، او نتیجه میگیرد که هرکس قناعت را در زندگی پیشه کند، زندگی او شاداب خواهد بود و حتی از مقام و ثروت دیگران بینیاز میشود.