نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش بیست و هفتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بیدلی بودست جانی بیقرار

سربرآوردی و گفتی زار زار

کای خدا گر مینداند هیچکس

آنچه با من کردهٔ در هر نفس

باری این دانم که تو دانی همه

پس بکن چیزی که بتوانی همه

این چه با من میکنی در هر دمی

می برآید از دلت آخر همی

عزم جان داری ز من بربوده دل

اینچه کردی هرگزت نکنم بحل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به حالت بی‌قراری و دل‌تنگی خود اشاره می‌کند و از خداوند درخواست می‌کند که آنچه بر او می‌گذرد را بداند. او احساس می‌کند که مشکلات و رنج‌هایش ناشی از محبت خداست و از خدا می‌خواهد که به حال او رحم کند و اقدامی انجام دهد. همچنین، شاعر به عزم خداوند در آزمایش و رنجاندن دلش اعتراف می‌کند که هیچگاه این آزردگی را فراموش نخواهد کرد.