بخش ۹ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیست و هفتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آن یکی دیوانهٔ یک گرده خواست
گفت من بی برگم این کار خداست
مرد مجنون گفتش ای شوریده حال
من خدا را آزمودم قحط سال
بود وقت غز ز هر سو مردهٔ
و او نداد از بی نیازی گردهٔ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، یک دیوانه از خدا کمک میخواهد و میگوید که بیبرگ و بینیاز است. مرد مجنون پاسخ میدهد که او خدا را در زمان قحطی آزموده و در آن زمان هیچ کمکی از جانب او دریافت نکرده است. به این ترتیب، ناامیدی و عدم کمک خداوند را در شرایط سخت زندگی نشان میدهد.