بخش ۸ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیست و نهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ابن ادهم کرد ازان رهبان سؤال
کز کجا سازی تو قوتی حسب حال
گفت از روزی دهنده بازپرس
روزیم او میدهد زو راز پرس
چون بظاهر روزیئی بینی حلال
میمکن از باطن روزی سؤال
ترک جان پاک هر روزی کنی
تا زجائی چارهٔ روزی کنی
ای شده غافل ز مجروحی خویش
چند در بازی سبک روحی خویش
ای سبک دل گشته از خواب گران
وی بخورد و خواب قانع چون خران
تا نیائی تو به همرنگی برون
کی شود از تو گران سنگی برون
چون به همرنگی سبک گردی چو کاه
در کشندت زود سوی بارگاه
کاه چون با کهربا همرنگ بود
کهربا را زآن بدو آهنگ بود
بود مغناطیس چون آهن برنگ
زآن بهم رنگی درآوردش به تنگ
چون کسی در اصل همرنگ اوفتاد
دولتش زآغاز هم تنگ اوفتاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، ابن ادهم از یک رهبان سؤال میکند که چگونه از نعمتها بهرهمند میشود. رهبان پاسخ میدهد که روزی از روزیدهنده میآید و نباید به ظاهر روزی حلال شک کرد. او هشدار میدهد که اگر کسی فقط به ظاهر توجه کند و از باطن غافل باشد، به حلاوت روزی نخواهد رسید. همچنین شاعر به غفلت انسانها از حال خود و سبکی روح آنان اشاره میکند و میگوید که اگر انسان به همرنگی و هماهنگی با دیگران نرسد، نمیتواند به جایی برسد و در نهایت به سرنوشت خود دچار مشکل خواهد شد. پیام کلی شعر تأکید بر اهمیت توجه به باطن و حقیقت زندگی است.