نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱ - المقالة الثلثون عطار

عطار نیشابوری / بخش سیهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سالک آمد نوحه گر در پیش نوح

گفت ای شیخ شیوخ و روح روح

عالمی دردی و دریای دوا

آدم ثانی و شیخ انبیا

خشک سال عالم از کنعان تراست

وی عجب عالم پر از طوفان تراست

اشک تو در نوحه چون بسیار شد

تا تنوری گرم طوفان بار شد

کشتی اهل سلامت خاص تست

تا ابد دریای دین اخلاص تست

گر در آن کشتی نیامد هرکست

سر بسم اللّه مجریها بست

تشنه تر از تو ندیدم هیچکس

لاجرم طوفانت آمد پیش و پس

گرچه عالم گشت پر طوفان تو

بیشتر شد تشنگی جان تو

تا به سرّ عشق در کار آمدی

تشنهٔ دریای اسرار آمدی

چون بصورت آمد آن دریا ز زور

در جهان افکند طوفان تو شور

چون جهان را تشنگی بنشاندی

کشتی اهل سلامت راندی

مردهٔ عشقم مرا جانی فرست

تشنه خواهم مرد طوفانی فرست

نوح گفت ای بیقرار نوحه گر

بازکن چشم از هم و در من نگر

تک زدم در راه او سالی هزار

تا که داد از خیل کفارم کنار

زخم خوردم روز و شب عمری دراز

تا بصد زاری در من کرد باز

تو بدین زودی بدان در چون رسی

وز نخستین پایه برتر چون رسی

صبر میباید ترا ناچار کرد

تا توانی چارهٔ این کار کرد

گر دری خواهی که بگشاید ترا

وآنچه جوئی روی بنماید ترا

از در پیغامبر آخر زمان

همچو حلقه سرمگردان یک زمان

زآنکه تا خورشید باشد راهبر

بر ستاره چون توان کردن سفر

ذرهٔ راه در خورشید گیر

راه آن سلطانی جاوید گیر

گر به قرب مصطفی جوئی تو راه

پیش ابراهیم رو زین جایگاه

سالک آمد پیش پیر ارجمند

قصهٔ برگفتش الحق دردمند

پیر گفتش هست نوح آرام روح

حق نهاده نام او از نوحه نوح

در مصیبت بود دایم مرد کار

نوحه بودش روز و شب از درد کار

تا نیاید درد این کارت پدید

قصهٔ این درد نتوانی شنید

گر تو خواهی تا شوی مرد ای پسر

هیچ درمان نیست جز درد ای پسر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، سالکی به نزد نوح می‌آید و از درد و تشنگی خود سخن می‌گوید. او نوح را به عنوان شیخی دعوت می‌کند که عالم و دریای دواست. سالک از طوفان‌های روحی خود می‌گوید و اینکه هیچ‌کس به اندازه او تشنه نیست. نوح به او می‌گوید که برای رسیدن به راحتی و نجات، باید صبر کند و از درگاه پیامبر آخر زمان پیغام بگیرد. نوح به سالک یادآور می‌شود که درد و مصیبت راهی برای رسیدن به حقیقت و آرامش است و او باید از این درد عبور کند تا به درک واقعی برسد. در نهایت، نوح تأکید می‌کند که هیچ درمانی جز تحمل درد وجود ندارد.