بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش سی و ششم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گفت وقت حلق خلقی در حجاز
بهر سنت موی میکردند باز
از یکی پرسید آن مجنون راه
کز چه اندازید موی اینجایگاه
گفت موی افکندن اینجا سنت است
ترک این سنت دلیل محنت است
چون شنود القصه آن دیوانه راز
گفت ای مشتی گدای بی نیاز
حلقه سر گر سنتی آمد نه خرد
پس فریضه ریش میباید سترد
زانکه در ریش تو چندان باد هست
کان بلای صد دل آزاد هست
زین چه گفتم بر شما صد منّت است
کاین فریضه بهتر از صد سنت است
کار کن چون وقت کارت این دمست
زآنکه این یک دم ترا صد عالمست
تاکی از خواب هوس بیدار شو
همچو بیداران دین در کار شو
گر نخواهی کشت کرد امروز تو
چون کنی فردا میان سوز تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، مجنون در حجاز از دیگران میپرسد که چرا در آنجا موی سر خود را میزنند. او پاسخ میگیرد که این کار سنت است و ترک آن نشانهی محنت است. مجنون متوجه میشود که این کار به خاطر سنت و نه خرد است. او میگوید که نگهداری ریش باید از روی فریضه باشد، زیرا داشتن ریش میتواند بار انبوهی از مشکلات روحی را به همراه داشته باشد. او همچنین بیان میکند که این فریضه از صدها سنت ارزشمندتر است و انسان باید در زمان معاصر خود فعال باشد و از خواب و هوس بیدار شود. در نهایت، به شخصی توصیه میکند که اگر امروز کار نکند، فردا دچار آلام خواهد شد.