بخش ۵ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش سی و هفتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یک شبی میگفت یحیی ابن المعاد
گر مرا بخشند دوزخ در معاد
هیچ عاشق را نسوزم تا ابد
زانکه صد ره سوختست او از احد
هر که او یکبار نه صد بار سوخت
چون توان از بهر اوآتش فروخت
سایلی گفتش اگر کار اوفتد
عاشقی را جرم بسیار اوفتد
سوزیش یانه چو باشد جرم کار
گفت نه کان جرم نبود اختیار
کار عاشق اضطراری اوفتد
زان ز فرط دوستداری اوفتد
هیچ عاشق را ملامت روی نیست
سوختن او را قیامت روی نیست
نیست رنج زیرکان در هیچ حال
سخت تر از صبر کردن بر محال
لیک عاشق کز محالی دم زند
گرمی او عالمی بر هم زند
گرمحالی گوید او واجب بود
ور حجابی افتدش حاجب بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، یحیی ابن معاد به موضوع عشق و رنج ناشی از آن میپردازد. او میگوید که اگر کسی در روز قیامت به خاطر عشقش به دوزخ برود، نباید ملامت شود، زیرا عشق انتخاب نیست و فرد عاشق به اجبار دچار این وضعیت میشود. عشق به دلیل شدت احساسات و عواطف، معصومیت عاشق را از گناه آزاد میکند. او مطرح میکند که عاشق حتی اگر در وضعیتی سخت قرار گیرد، همچنان باید بر عشقش استوار بماند و این رنج را تحمل کند. در نهایت، عشق آنقدر قوی است که میتواند بر همه مشکلات غلبه کند و معانی عمیقتری را در جهان ایجاد کند.