بخش ۳۲ - در بیان چار چیز که بازگردانیدن آن ها محالست عطار
عطار نیشابوری / پندنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چارچیز است آن که بعد از رفتنش
از محالات است باز آوردنش
چون حدیثی رفت ناگه بر زبان
یا که تیری جست بیرون از کمان
باز چون آری حدیث گفته را؟
کس نگرداند قضای رفته را
باز کی گردد چو تیر انداختی؟
همچنین عمری که ضایع ساختی
هرکه بی اندیشه گفتارش بود
پس ندامتهای بسیارش بود
تا نگفتی میتوانی گفتنش
چون بگفتی کی توان بنهفتنش؟
عمر را میدان غنیمت هر نفس
چون روَد دیگر نیاید باز پس
هیچ کس از خود قضا را رد نکرد
هر که راضی از قضا شد بد نکرد
هر که میخواهد که باشد در امان
مُهر میباید نهادن بر دهان
میسزد گر عمر را داری عزیز
چون رود پیشش نخواهی دید نیز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ارزش زمان و کلمات است. شاعر به چهار چیز اشاره میکند که بازگشتشان محال است: یک کلامی که گفته شده، یک تیر که از کمان رها شده، و عمر از دست رفته. او تأکید میکند که زندگی را باید به درستی گذراند و درباره کلمات با احتیاط و اندیشه صحبت کرد. ندامت بر اثر گفتن حرفهای ناپخته یا اتلاف وقت تنها به ضرر فرد خواهد بود. در نهایت، شاعر به اهمیت حفظ کلمات و زمان اشاره میکند و میگوید که عمر یک فرصت طلایی است که هرگز بازنمیگردد.