نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - مطلب در بیان عقل و عشق عطار

عطار نیشابوری / وصلت نامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عقل اندر کارسازی جهان

عشق اندر بی‌نیازی جهان

عقل دائم طالب صورت بود

عشق آتش در همه صورت زند

عقل اندر نیستی هست آمده

عشق اندر نیستی مست آمده

عقل نقاشی کند اندر جهان

عشق شهبازی کند در لامکان

عقل هر دم خانه آبادان کند

عشق هر دم خانه‌ها ویران کند

عقل را تقلید باشد دائماً

عشق گشته عارفان را رهنما

عقل اینجا پرده جوی شه شده

عشق دایم رازگوی شه شده

عقل دنیا را کند دایم سجود

عشق خورده غوطه اندر بحر جود

عقل اندر کار خود درمانده است

عشق صد اسرار حق برخوانده است

عقل در تقلید و تسبیح آمده است

عشق در توحید و تفرید آمده است

عقل اندر ناتمامی بازماند

عشق اندر کاردانی پیش راند

عقل اندر سرفرازی آمده است

عشق اندر بی‌نیازی آمده است

عقل اندر جستجوی قیل وقال

عشق شادی می‌کند از شوق حال

عقل اندر فصل صلح این جهان

عشق اندرذات پاک آن جهان

عقل گشته هر زمان نوعی دگر

عشق خود جز حق نداند پا و سر

عقل هر دم در دو رنگی آمده است

عشق محو دوست یک رنگ آمده است

عقل در تقلید خود کامل شده است

عشق از تشریف حق واصل شده است

عقل بنموده بصورت خویشتن

عشق رفته پیش حق از جان و تن

جوهر عشق است بحر لامکان

جوهر عشق است قائم در جهان

جوهر عشق است پیدا ونهان

حادث عشق است این هر دوجهان

جوهر عشق است دریای عظیم

جوهر عشق است رحمان و رحیم

جوهر عشق است ذات پاک حق

این کسی داند که دید آیات حق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مقایسه عقل و عشق می‌پردازد. عقل به کارسازی و ساماندهی جهان مشغول است و به دنبال شکل و صورت‌ها می‌باشد، در حالی که عشق به بی‌نیازی و روحانیت اشاره دارد و در همه چیز آتش می‌افروزد. عشق از عقل فراتر رفته و رازهای معنوی را آشکار می‌کند، در حالی که عقل محدود به تکرار و تقلید است. عشق در پی فهم حقیقت و ارتباط با خداوند است، در حالی که عقل در جستجوی مسائل ظاهری و مادی می‌باشد. شاعر نتیجه می‌گیرد که عشق جوهر اصلی و بی‌پایان است که در همه جا پنهان و آشکار است و فقط کسی می‌تواند آن را درک کند که آیات حق را ببیند.