نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ماه، بر روی چو ماهش نگرید

فتنه در چشم سیاهش نگرید

گرد عارض، خط شیرین بینید؛

کنج لب، خال سیاهش نگرید

میرود، وز پی او دلشدگان

شاه بینید و سپاهش نگرید!

بی گنه کشته شد آذر یاران

بی گناه است، گناهش نگرید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق می‌پردازد و حاکی از اندوه و حسرت عاشق است. شاعر می‌گوید که ماه به زیبایی معشوق نمی‌نگرد و بدبختی‌ها و فتنه‌های چشمان او را نادیده می‌گیرد. همچنین به زیبایی خطی که بر چهره معشوق کشیده شده اشاره می‌کند و می‌گوید که دلشدگان از او پیروی می‌کنند و به زیبایی او نگاه می‌کنند. در نهایت، شاعر به نفع و بی‌گناهی یک شخص اشاره کرده و از نادیده گرفتن ظلم و خیانت‌ها می‌گوید.