نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۰ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صبحدم، در باغ هر کو خندهٔ گل بایدش

نیم‌شب در ناله دمسازی بلبل بایدش

تا تماشایی، ز گلچین باز داند باغبان

گر گشاید درو گر بندد، تأمل بایدش

بی‌نوایی برنتابد با تهی‌دامن به باغ

هرکه باشد باغبان، اندک تغافل بایدش

راه رو گر برهمن باشد، و گر شیخ الحرم؛

تا به دیر و کعبه ره جوید، توکل بایدش

هرکه عشق کودک سنگین دلش دیوانه کرد

گر زنندش کودکان سنگی، تحمل بایدش

آذر آن کز سرگذشت جم همی‌جوید خبر

بر لب جو جام مالامالی از مل بایدش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده‌ی حیات و زیبایی های باغ و ارتباط انسان با طبیعت و عشق است. شاعر می‌گوید برای لذت بردن از زیبایی‌های باغ، انسان باید در روز خنده و شادی گل‌ها را بشنود و در شب ناله‌ی بلبل را. باغبان باید با دقت و توجه به احساسات باغ و گل‌ها توجه کند. همچنین، هر کسی که در زندگی با کمبودهای مالی مواجه است، باید با صبوری و بردباری این شرایط را تحمل کند. شاعر به اهمیت عشق و احساسات در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید اگر عشق فردی را دیوانه کرد، باید تحمل کند و در مسیر زندگی با توکل پیش برود، خواه در راه خانقاه باشد یا در کعبه. در نهایت، به جستجوی حقیقت و سرنوشت اشاره می‌شود و بر اهمیت تحمل در زندگی تأکید می‌شود.