نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به من باد صبا در پرده گوید کاش پیغامش

که از غیرت دهم جان بشنوم از غیر چون نامش

خدا را ای رقیب امشب ز افسونی که می‌دانی

بگو شاید بخوانم تا کنم با خویشتن رامش

من از شوق گرفتاری گشودم بال و پر همدم

تو پنداری که می‌خواهی رهایی یابم از دامش

ره عشقی که من در پیش دارم نیست پایانش

که گمگشته است در هر گام خضری در بیابانش

به گردن گیرم از وی روز محشر خون خلقی را

که ترسم دست غیری آشنا گردد به دامانش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از باد صبا می‌خواهد که پیامی از معشوقش به او برساند و ابراز می‌کند که می‌خواهد از معشوقش بشنود، حتی اگر این خبر از رقیبش باشد. او به شدت دلسوخته و گرفتار عشق است و از رقیبش می‌خواهد که مشکلی برایش ایجاد نکند. شاعر به درازی و بی‌پایانی راه عشق اشاره می‌کند و ابراز می‌دارد که در این مسیر، همواره در جستجوی محبوب خود است. او در نهایت به خداوند قسم می‌خورد که در روز قیامت، در برابر خون خلق، در برابر معشوقش مسئول باشد، زیرا او از ترس اینکه کسی دیگر به او نزدیک شود، در حال جنگ با احساساتش است.