نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر نه احتراز از شادی اغیار می‌کردم

به هرکس می‌رسیدم، شکوه‌ای از یار می‌کردم

ز من، بی‌رحمی‌ات کس نشنود؛ چون پیش ازین مردم

تو را بی‌رحم می‌گفتند و، من انکار می‌کردم!

به امیدی، که فردا پیش او گویند حال من

به آه و ناله دوش احباب را بیدار می‌کردم

خوشا روزی که چاک سینهٔ اهل محبت را

چو می‌دیدم، خیال رخنهٔ دیوار می‌کردم

اگر طبعش ز من آزرده شد، آذر سزای من

چرا در بزم او، بدگویی اغیار می‌کردم؟!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و ناخوشی‌های خود در تعامل با عشق و روابط عاطفی می‌پردازد. او می‌گوید اگر می‌توانست از شادی‌های دیگران دوری کند، به هر کس که برمی‌خورد شکایت و گلایه‌ای از محبوبش می‌کرد. او همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که دیگران او را به بی‌رحمی متهم می‌کنند، ولی او این اتهام را انکار می‌کند. شاعر به امید اینکه روزی کسی حال او را به محبوبش بگوید، شب‌ها با آه و ناله دوستانش را بیدار می‌کند. او همچنین آرزو می‌کند که روزی بتواند دردهای محبت را بر شیرینی عشق بیان کند. در نهایت، شاعر احساس پشیمانی دارد که اگر محبوبش از او ناراحت شده، چرا در محافل دیگران بدگویی می‌کرده است.