نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۸ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

درین گلشن چو شاخ گل، سرا پا گوش بنشینم

فغان بلبلی تا نشنوم، خاموش بنشینم

فریبم میدهی از وعده ی فردا، که باز امشب

بصد امیدواری در رهت چون دوش بنشینم

مکش زین بیش، ای سرو سهی از غیرتم، تا کی

تو در آغوش غیر و، من تهی آغوش بنشینم

بمحشر تا نیاموزند از من میزبانی را

چو بینم دادخواهان تو را خاموش بنشینم

ز سوز عشق، چون پروانه در رقصم، مباد آذر

که گردد آتشم افسرده و از جوش بنشینم!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حسرت و فراق پرداخته و از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید. او به امید ملاقات معشوق نشسته و با وجود درد و رنج، همچنان در انتظار او است. همچنین، با اشاره به آغوش دیگران و فاصله‌ای که با معشوقش دارد، احساس غم و تنهایی‌اش را بیان می‌کند. در نهایت، او بر عشق و اشتیاقش تأکید می‌کند و به خطرات ناشی از این عشق و وضعیتش در آینده نیز اشاره می‌کند.