نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۰ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شب عید است، در میخانه باید بستر اندازیم

که پیش از صبح، ساقی را نظر بر منظر اندازیم

بجنگ زاهدان، لشکر کشد پیرمغان فردا

بیا ما نیز خود را در میان لشکر اندازیم

بغارت چون گشاید دست، دست افشان غزل خوانیم

بمسجد چون گذارد پای، پاکوبان سراندازیم!

دبیران فلک را، چون قلم نتوان گرفت از کف؛

بیا کز برق می آتش درین نه دفتر اندازیم

نکرده شیخ شهر از جهل تا تکفیر ما رندان

بیا تا پیشتر ما پرده از کارش براندازیم

حساب زاهدان در روز محشر مشکل است آذر!

بیا تا ما حساب خود به روز دیگر اندازیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مناسبت شب عید از جنبه شادی و خوشگذرانی می‌گوید و دعوت به میخانه و جشن می‌کند. او اشاره می‌کند که در این شب، زاهدان و دینداران درگیر جنگ با pleasures دنیوی هستند و او و دوستانش نیز باید در این جشن و خوشی شرکت کنند. شاعر بیان می‌کند که بی‌فایده است که علمای دینی از جهل یکدیگر چشم‌پوشی کنند و بهتر است که خود را از قید تکفیر و قضاوت رهایی بخشند. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که حساب و کتاب زاهدان در روز قیامت دشوار است و بهتر است که آن‌ها لذت زندگی را در همین دنیا تجربه کنند. در کل، این شعر دعوتی برای جشن و خوشی در کنار دوستان با نگاهی به نقد زهد و دوری از لذت‌های دنیا است.