نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

از آن لب شکوه‌ام بسیار و، هر شب

به لب می‌آرم و، می‌نگرم لب

شب آدینه، بر مستان چنان است

که روز شنبه بر طفلان مکتب

بیا رب یا رب افتاده است کارم

از این یا رب نگاهش دار یا رب

طبیبم، فکر درمان داشت، گفتم:

چرا داری ز تدبیرم معذب؟!

ز جور یاد مینالم، نه از درد

ز داغ هجر میسوزم، نه از تب

زماه خود، چو بینم مهربانی

نمینالم ز بیمهری کوکب

به دستی نار پستان دارم آذر

به دیگر دست خواهم سیب غبغب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و تضادهای عاطفی شاعر است. او از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و شب‌ها را به غم و شادی‌های خود اختصاص می‌دهد. شاعر به یاد معشوقش می‌سوزد و از درد جدایی حرف می‌زند، اما در عین حال از جوانب زیبا و دلنشین عشق نیز یاد می‌کند. او درخواست می‌کند که خداوند به او نگاهی داشته باشد و از درمان دردی که دارد، سخن می‌گوید. در انتها، از تصاویری مثل نار و سیب برای بیان احساساتش استفاده می‌کند، که نمادهایی از عشق و زیبایی هستند.