نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۲ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شد از مرگ برادر، دل خراب و سینه ریش از من؛

ندیده هیچ‌کس محزون‌تری در هیچ کیش از من

کنندم خلق منع از گریه و من آنچه می‌بینم

نباید بیش از این در آه و زاری منع خویش از من

نبیند کس پس از من یا رب این ماتم که پندارم

ندیده‌ست این مصیبت هیچ محنت‌دیده بیش از من

به مرگ آن برادر چون نگریم خون، که در مرگش

تسلی می‌دهندم خلق و می‌گریند بیش از من؟!

ندارد سودی آذر گریه، گر پیش آید اندوهی؛

که از آغاز نوش از دیگران بوده‌ست و نیش از من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر به مرگ برادرش فوق‌العاده ناراحت و غمگین است و احساس می‌کند که هیچ کس به اندازه او دردی را تجربه نکرده است. او به دیگران می‌گوید که نمی‌تواند جلوی خود را از گریه گرفتن بگیرد و هیچ کسی نمی‌تواند عمق غمش را درک کند. او می‌گوید وقتی به مرگ برادرش می‌نگرد، خون گریه‌اش درمی‌آید و احساس می‌کند که دیگران حتی بیشتر از او برای این مصیبت می‌گریند. در آخر، او به هیچ سودی از گریه اشاره می‌کند و می‌گوید غمش از آغاز وجود داشته و حالا دردش را بیشتر حس می‌کند.