شمارهٔ ۱۵۴ آذر بیگدلی
آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون در دل شیرین بود از رشک شکر خون
خسرو شودش از غم فرهاد جگر خون
خون شد جگرم از غم عشق تو و، امید
دارم که نگردد دلم از درد دگر خون
ناورده کبوتر ز تو گر نامه ی قتلم
میریزدش آیا ز چه هر لحظه ز پر خون؟!
آذر همه شب خیزد و ریزد ز فراقت
از سینه ی تنگ آتش و از دیده ی تر خون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به توصیف عواطف و احساسات عاشقانه و غمانگیز میپردازد. شاعر از عشق خود مینالد و به تلخیهای آن اشاره میکند. او از خونجگرش به خاطر غم معشوق سخن میگوید و از دلی شکسته و دردی که برای او به وجود آمده، یاد میکند. در پایان، شاعر بر احوالات سخت خود در هنگام دوری از معشوق تأکید میکند که آتش عشق و اشکهایش را توصیف میکند.