شمارهٔ ۱۸ آذر بیگدلی
آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از بس دل امشبم ز تو نامهربان پر است
از گریه میکنم تهی و همچنان پر است
رحمی به دامن تهیام کن، خدای را؛
اکنون که دامنت ز گل ای باغبان پر است!
ای صیدکش، تهی شد اگر یک قفس تو را؛
از صید غم مخور، که هزار آشیان پر است
خالیست کیسهات چو ز نقد وفا، چه سود
ما را گر از متاع محبت دکان پر است؟!
از رشک غیر، کشتن آذر چه لازم است؟!
گر بدگمان از او شدهای، امتحان پر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از احساس درد و بیمهری معشوق سخن میگوید. او از گریههایی که نسبت به محبوبش دارد، صحبت میکند و از خداوند طلب رحم میکند. در ادامه اشاره میکند که اگرچه خود را خالی میبیند، اما دلبستگیها و عشقهایی که در دلش دارد، همواره پر است. شاعر همچنین به حسادت و آزار دیگران اشاره میکند و میگوید که اگر بیمی از دیگران دارید، نباید اعتماد خود را به معشوق از دست بدهید. در کل، شعر به عمق احساسات عاشقانه و چالشهایی که در این رابطه وجود دارد، میپردازد.