نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۳ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

فرخنده تر از مرغ بهشت است حمامی

کآرد بمن از یار سفر کرده پیامی

ما را به نگاهی بخر از ما، که درین شهر

ارزان تر ازینت نفروشند غلامی

زنهار، بخلوت ندهی راه صبا را

ترسم که رساند ز تو بویی بمشامی

در دام برم رشک بدان صید که صیاد

در خون کشدش تا دهد آرایش دامی

دردی کش میخانه، اگر جان بسپارد؛

غم نیست، که ساقی کندش زنده بجامی

دل میطپدم از نفس صبح همانا

کآورده نسیم سحر، از دوست پیامی

آید بتنم جان و رود هر نفس آذر

ز آمد شد آهو روشی، کبک خرامی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و خوشی بال پرواز مرغ بهشت اشاره می‌کند و از پیامی از معشوق یاد می‌کند. او از عشق و خوشی‌های آن سخن می‌گوید و به دوستی و وفاداری در این دنیا تأکید دارد. شاعر خواهان این است که به تماشای زیبایی‌های عشق بنشیند و از بخل و دوری از دوست می‌ترسد. همچنین، به جذابیت و شگفتی‌های عشق نگاه می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در سختی‌ها و دردها، خوشی‌های عشق و میخانه می‌تواند موجب شادابی شود. در نهایت، او بیداری صبح را به یاد دوست و پیام‌های آن مرتبط می‌سازد.