نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۴ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفتعلن فعولن مفتعلن فعولن

هم به روش ظریفی، هم به صفا تمامی

سروی اگر به باغی، ماهی اگر به بامی

دم نزند به جایی، بیند اگر خطایی

خسروی از گدایی، خواجه‌ای از غلامی

کسوت فقر ازین پس خوش بودم، نه اطلس

می‌دهم ار دهد کس، جامهٔ جم به جامی

گرد لب نگاری، خط نه پی شکاری

بر لب چشمه‌ساری، حُسن فگنده دامی

آذر دلشکسته، بر سر ره نشسته؛

بلکه دهد خجسته پیکی ازو پیامی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با ظرافت و صراحت به بیان احساسات انسانی و تضادهای اجتماعی می‌پردازد. شاعر به توصیف زیبایی‌های طبیعت و عشق می‌پردازد؛ مانند سروها و ماهی‌ها. او به عدم کمال و خطاهایی که ممکن است در زندگی پیش بیاید نیز اشاره می‌کند. همچنین به تفاوت بین مقام‌ها و وضعیت‌های اجتماعی مانند خسرو و گدا، خواجه و غلام توجه می‌کند. در نهایت، شاعر ابراز می‌دارد که او به لباس فقر راضی‌تر است و از زیبایی‌های عشق و دل‌شکستگی سخن می‌گوید.