نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۰ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

به یک ایما، همان که می‌دانی

برد از ما همان که می‌دانی

عارضت از بهار خط، چمن است

چمن‌آرا همان که می‌دانی

شمع، تو: ما، همین که می‌بینی

سرو، تو، ما همان که می‌دانی

رخت امشب ز حسن روز افزون

ماه و، فردا همان که می‌دانی

یوسف من، تو بردی از من دل؛

وز زلیخا همان که می‌دانی

از پس پرده گر نماید صبح

روی زیبا همان که می‌دانی

آیدش بر فراز بام سپهر

به تماشا همان که می‌دانی

بر سر نعشم آمدند آذر

همه، الا همان که می‌دانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و عشق و آرزوهای عاشق را بیان می‌کند. شاعر با استفاده از تصویرسازی‌های زیبا مانند بهار، چمن، شمع و ماه، احساسات خود را نسبت به معشوق توصیف می‌کند. هر بیت به نوعی به خصوصیات و زیبایی‌های معشوق اشاره دارد و تأکید می‌کند که تجربیات و احساسات ذکر شده برای همه آشنا و قابل درک است. در نهایت، شاعر به غم و فقدان اشاره می‌کند که در کنار زیبایی‌ها، وجود دارد.