نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۲ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کنی تا چند آزارم که زاری‌های من بینی؟!

به یاری کوش چون یاران، که یاری‌های من بینی!

سپردم دل، چو روز اولم دیدی، سرت گردم؛

بیا تا روز آخر جان‌سپاری‌های من بینی

تو کز شوخی قرارت نیست بر مرکب، تماشا کن

که چون گرد از قفایت بی‌قراری‌های من بینی!

نخستت بی‌وفا گفتند و، نشنیدم ز کس، اکنون

بیا کز طعن مردم، شرمساری‌های من بینی

تو شاه حسنی و، ناید پسندت بنده‌ای جز من؛

اگر از بندگان خدمتگزاری‌های من بینی

گزینی غیر را بر من، دریغ از روزگار خط؛

که ناسازی غیر و سازگاری‌های من بینی!

بهر کس راز خود گفتی، سمرشد در جهان آذر

به من گر باز گویی، رازداری‌های من بینی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق و دردناک عاشقانه است. شاعر از معشوق خود می‌خواهد که به زاری‌ها و ناله‌های او گوش دهد و به یاری او بشتابد. او از نخستین روزهای عشق تا به امروز را یادآوری می‌کند و از معشوق می‌خواهد تا به وفاداری‌های او توجه کند. شاعر احساس بی‌وفایی و طعنه‌های دیگران را بیان می‌کند و به معشوق می‌گوید که تنها اوست که می‌تواند زیبایی‌های عشق را درک کند. در پایان، شاعر به راز و دل‌تنگی‌های خود اشاره می‌کند و امیدوار است که معشوق او را درک کند.