شمارهٔ ۲۱ آذر بیگدلی
آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
غیر، بیهوده، پی یار وفادار من است
نشود یار کسی اگر یار من است
شب به گوشت چو رسد نالهٔ مرغان اسیر
نالهٔ بیاثر از مرغ گرفتار من است
از غمش مردم و، گر شکوه کنم شرمم باد؛
آخر این غم که مرا کشت غم یار من است!
من و آن درد که هر چند بزاری کشدم
خلق را رشک بجان کندن دشوار من است!
دوش پرسیدم از آذر سبب رنجش دوست
گفت از صبر کم و شکوهٔ بسیار من است!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان وفاداری و عشق عمیق شاعر به یارش میپردازد. شاعر میگوید که عشق واقعی و بیبهانه او نسبت به یار از دیگران متفاوت است و هرگز نمیتواند یاری داشته باشد که او را نمیخواهد. او از نالههای پرندگان در شب یاد میکند که نمایانگر غم و اندوهش است. همچنین به این موضوع اشاره دارد که اگر از دردش شکایت کند، به خاطر غم یار بر او شرمنده خواهد شد. در نهایت، شاعر بیان میکند که کمبود صبر و زیاد بودن شکایتها از سوی یارش، سبب رنجش او شده است. در مجموع، این شعر به احساسات عمیق و پیچیدهای که در عشق وجود دارد، میپردازد.