شمارهٔ ۳۱ آذر بیگدلی
آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
این ترک تیغ بسته ی بازو گشاده کیست؟!
تاراج عمر می کند، این ترک زاده کیست؟!
گر نیست در هلاک منش ایستادگی
پس وقت مرگ بر سرم این ایستاده کیست؟!
گر نیست قصد قتل منش از خدنگ جور
این شوخ شخ کمان که بزین تکیه داده کیست؟!
رفتی سواره، من ز قفایت، نگفتی: آه
کافتاده از پی ام چو غبار این پیاده کیست؟!
بر بست راه چاره ز آذر زشش جهت
این ترک تیغ بسته ی ابر و گشاده کیست؟!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به پرسشهایی درباره هویتی مبهم و شخصیتهای ناشناخته میپردازد. شاعر رو به محبوب یا دلی را میکند که در زندگیاش تأثیرگذار است و احساس خطر و تهدیدی را از او تجربه میکند. شاعر در عین حال از ایستادگی و تابآوری خود میگوید و به تقابل عشق و خطر میاندیشد. او همچنین به یادآوری معشوقی میپردازد که شاید رفته و تنها کسی که به دنبال او میگردد، خود اوست. این شعر دربردارنده احساساتی چون عشق، ناامیدی و جستجوی معناست.