شمارهٔ ۳۲ آذر بیگدلی
آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کسی را چون به بیدادت شکی نیست
هزارت دوست بود اکنون، یکی نیست
بدشت عشق، صیادی است؛ کش دام
تهی هرگز ز صید زیرکی نیست
کسی کش صبر بسیار است داند
که جور خوبرویان، اندکی نیست
ندانم، از که خوردم زخم؛ اما
به ترکش جز تو کس را ناوکی نیست
بتن جایی ندارد آذر پیر
که به روی جای سنگ کودکی نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به عشق و دشواریهای آن میپردازد. او میگوید که در عشق، کسی مثل معشوقش وجود ندارد و با وجود دوستان بسیار، هیچکس در این موقعیت به او کمک نمیکند. عشق را به صید تشبیه میکند و بیان میکند که هرگز نمیتوان از زیرکی و هوش خالی بود. همچنین به صبر در عشق اشاره دارد و میگوید بهسختی میتوان خوبرویان را تحمل کرد. شاعر از زخمهایی که از عشق خورده سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس جز معشوقش به او آسیب نزده است. در پایان نیز به این نکته اشاره میکند که عشق نمیتواند جایی برای فراموشی یا گذر زمان داشته باشد.