نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند

عهد را مشکل ببندد، لیک آسان بشکند

آنکه بر زندان‌نشین مصر، بندد روز در

شب به حکم عشق آید، قفل زندان بشکند

می‌کشند از سینه‌ام تیر تو را یاران و، دل

اضطرابی می‌کند، شاید که پیکان بشکند

...........

زان سبب پیمانه می‌نوشد که پیمان بشکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معرفی شخصیتی می‌پردازد که با افراد وفادار پیمان می‌شکند و با وجود سختی عهد بستن، به سادگی آن را می‌شکند. او همچنین به کسی اشاره می‌کند که در روز در زندان است و شب به خاطر عشق، این قفل را می‌شکند. در نهایت، شاعر از درد عشق می‌گوید که همچون تیر در دل اوست و این اضطراب ممکن است باعث شکستن پیکان عشقی شود. به همین دلیل، شاعر برای فراموشی و تسکین، به نوشیدن می‌پردازد.