نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند

از حسرت مرغان قفس بیخبرانند

در حیرتم از دردکشان کز همه عالم

دارند خبر، گرچه ز خود بیخبرانند

جز من، دگران را مکن از جور خود آگاه

آنانکه ندارند غم جان، دگرانند!

ای خضر ره عشق، غم ما مخور، اما

این تازه ز ره گمشدگان، نوسفرانند

در بزم وصال تو، بخود میطپدم دل؛

از رشک دو چشمم، که برویت نگرانند

از باغ چه گل رفته که گلها همه آذر

خونین مژه خونین دل و خونین جگرانند؟!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی درد و حسرت مرغان قفس است که به آزادی و پرواز دیگر پرندگان حسرت می‌ورزند. شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که برخی از افراد به رغم آگاهی از رنج‌ها و مشکلات دیگران، خود در غم و اندوه خود غرق هستند. او به خضر، نماد راهنمایی و عشق، می‌گوید که غم آن‌ها را نخور و اشاره می‌کند که این دل‌باختگان در جستجوی راهی به آزادی هستند. در نهایت، شاعر از احساسات درونی خود در بزم وصال معشوق صحبت می‌کند و از رنج و درد ناشی از عشق و احساسات خود می‌گوید.