نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به حسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود

سزای من که از اول نکردم فکر کار خود

رود گر صید گامی چند و صیاد از قفای او

نه از بیم است، میخواهد ببیند اعتبار خود

غم عشقت نمیگویم بمردم، ساده لوحی بین؛

که پنهان میکنم از خلق راز آشکار خود

نگویم وعده ی وصل تو با خود، تا سپارم جان؛

که ترسم روز محشر نیز باشم شرمسار خود

به حسرت مردم و آذر ندیدم روی یار خود

کنون مانده است کار من، که او کرده است کار خود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به حسرت و افسوس خود از عدم دیدار معشوقش اشاره می‌کند. او از ابتدا به فکر آینده‌اش نبوده و حالا در عذاب است. همچنین، از دلدادگی‌اش صحبت می‌کند و می‌گوید که غم عشق را پنهان کرده و نمی‌خواهد دیگران از افکارش باخبر شوند. شاعر از ترس شرمساری در روز محشر، وعده دیدار را به زبان نمی‌آورد و در پایان به این نتیجه می‌رسد که همه چیز به دست معشوقش است و او در وضعیت پریشانی باقی مانده است.