شمارهٔ ۹۸ آذر بیگدلی
آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
با پستهٔ خندانت، شکر به چه کار آید؟!
با لؤلؤ دندانت، گوهر به چه کار آید؟!
با قامت دلجویت، از سرو چه برخیزد؟!
با نکهت گیسویت، عنبر به چه کار آید؟!
از وعدهٔ کوثر داد، زاهد ز مِیَم توبه
غافل که چو میباشد، کوثر به چه کار آید؟!
ما را به قیامت کار، افتاده پی دیدار؛
گر یار نبیند یار، محشر به چه کار آید؟!
گفتیم: سکون ورزیم، افزود چو شوق، اما
چون غرقه شود کشتی، لنگر به چه کار آید؟!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به زیبایی و جذابیت چیزهای دنیوی اشاره میکنند و بیانگر این است که همه این زیباییها و نعمتها بدون عشق و محبت واقعی بیفایدهاند. شاعر از جذابیتهای ظاهری مانند دندانهای پستهای، مروارید، قامت زیبا و عطر موها سخن میگوید و نشان میدهد که داشتن این زیباییها بدون احساسات واقعی و ارتباطات عمیق هیچ ارزشی ندارند. همچنین به غفلت زاهد از واقعیتهایی مانند کوثر (نعمتهای الهی) اشاره میکند و در نهایت بر این نکته تأکید میکند که اگر در روز قیامت یا در وضعیتهای بحرانی به محبت و ارتباط با دیگران دست نیابیم، همه چیز بیمعنا خواهد بود.