نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹ - و له قطعه آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ایا خان زمان، کز بیم خشمت؛

کند بهرام خون آشام لاوه

پی اندود ایوان تو کیوان

کشد از ماه نو بر دوش ناوه

چو خواند خطبه ی جاه تو برجیس

علا گردد ز آغازش علاوه

تند خورشید، از خط شعاعی

برای بند شمشیرت کلاوه

چو لیلی، هر شبت تا بر شبستان

نهد ناهید ازین مشکین کجاوه

بود کمتر دبیر مجلست تیر

بچشمش گر ز خور نبود غشاوه

روان کردم پیاده قاصدی دوش

سپهرش گر نه باز آرد ز آوه

پیامی چند از من سویت آورد

طمع دارم که نشماریش یاوه

نهی گر نامه ام بر سر، عجب نیست؛

که شد چتر فریدون نطع کاوه

جوابی درخورش ده تا نگوید:

معاذ الله من تلک القساوه

مبادا از خوی شرمش چو آید

شود صحرای قم، دریای ساوه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات عشق و احساسات انسانی می‌پردازد و به شخصیت‌هایی مانند بهرام و کیوان اشاره می‌کند. شاعر به توصیف زیبایی‌ها و ویژگی‌های عشق می‌پردازد و نگرانی‌هایی درباره عواقب خشمت و تأثیر آن بر دیگران دارد. او به شخص مورد نظرش پیام می‌فرستد و امیدوار است که آن را جدی بگیرد و از آن به خوبی پاسخ دهد. شاعر به پرهیز از خشونت و حفظ حرمت دیگران تأکید دارد و نگران است که احساسات منفیت منجر به تبعات ناگواری شود. در کل، شعر نشان‌دهندهٔ هیجانات عمیق و پیچیدهٔ انسانی است.