نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳ ازرقی هروی

ازرقی هروی / قصاید / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

ای به زمین بر، بزرگ سایهٔ یزدان

ای ملک عادل ، ای مبارک سلطان

آنچه تو کردی ز پادشاهی و مردی

پور سیاوش نکرد و رستم دستان

روی تو نادیده‌، هر که نام تو بشنید

جان بدهد بر هوای نام تو آسان

منزل تو گه به شام و گاه به بغداد

لشکر تو گه به روم و گه به سپاهان

سایۀ چتر تو از سعادت کلی

گونۀ رخسار تو ز فرۀ یزدان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بخش از شعر به ستایش یک پادشاه عادل و بزرگ پرداخته است. شاعر به سایهٔ خداوند بر زمین اشاره کرده و ویژگی‌های مثبت این پادشاه را بیان می‌کند که او را از دیگران متمایز می‌سازد. اشاره به دوران سیاوش و رستم به عنوان نمونه‌های مردانگی و پادشاهی، نشان‌دهندهٔ عظمت و شایستگی این پادشاه است. شاعر بیان می‌کند که هر کس نام او را می‌شنود، حاضر است جان خود را فدای او کند. همچنین، از مکان‌های مختلفی که پادشاه در آن‌ها حکومت می‌کند، همچون شام و بغداد، یاد می‌شود و به سعادت و نورانی بودن چهرهٔ او اشاره می‌شود.